اهورا

تمامی اقوام ایرانی دارای نژاد ایرانی (آریایی) می باشند
نویسنده : محمد رضا عبداله نژاد - ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢۸
 

دکتر مازیار اشرفیان بناب از دانشگاه پورتموث انگلستان در مورد گزارش و مصاحبه‌ای که تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی چندی پیش در مورد نتایج تحقیقات او پخش کرده بود، توضیحات زیر را برای انتشار در اختیار ما گذاشته است. عنوان آن گزارش ویدیویی که در سایت فارسی هم منتشر شده بود، پس از دریافت توضیح زیر اصلاح شد.

به نقل از بخش پارسی زبان تلویزیون بی بی سی:

اینجانب (دکتر اشرفیاب بناب) در مصاحبه خود با گزارشگر محترم بی بی سی فارسی به هیچ عنوان ادعا و عنوان نکرده ام که "اکثر ایرانیان نژاد آریائی ندارند" و این جمله که به اشتباه به عنوان تیتر گزارش انتخاب شده، کاملا با آنچه اینجانب مطرح کرده و باور دارم متفاوت است.

تحقیقات اخیر ژنتیکی اینجانب (دکتر اشرفیاب بناب )نشان می دهند که عموم اقوام و گروه های جمعیتی ایرانی که در ایران امروزی (و حتی فراتر از مرزهای سیاسی فعلی ایران) ساکن هستند، علیرغم اینکه دارای تفاوتهای جزئی فرهنگی هستند و حتی گاه به زبانهای مختلف هم تکلم می کنند، دارای ریشه ژنتیکی مشترکی هستند و این ریشه مشترک به جمعیتی اولیه که در حدود ده تا یازده هزار سال پیش در قسمتهای جنوب غربی فلات ایران ساکن بوده بر می گردد.

این مطالعات ژنتیک نشان می دهند که شباهت های ژنتیکی ما ایرانیان با اروپائیان نه به دلیل مهاجرت اقوامی از اروپا به ایران (در حدود چهار هزار سال قبل) بلکه به دلیل مهاجرت کشاورزان ایرانی به سمت اروپا (در حدود ده هزار سال قبل) می باشد.

اندکی تفحص در منابع و مدارک تاریخی موجود نشان می دهد که کلمات "آریا و آریائی" به کرات توسط شخصیتهای تاریخی و مورخان داخلی و خارجی مورد استفاده قرار گرفته و دارای معانی مختلفی بوده اند، مثلا به عنوان نامی برای یک جمعیت باستانی در ایران، نامی برای زبان ایران باستان و حتی نامی برای سرزمینی که محل اقامت ایرانیان باستان بوده است به کار رفته است. اسناد و شواهد تاریخی و باستان شناسی نشان می دهد که آریائیان اقوامی مهاجر نبوده اند، بلکه از حدود ده هزار سال قبل در این سرزمین ساکن بوده و مبدا و منشاء بزرگترین ابداعات و نو آوریهای انسان مدرن بوده اند (از جمله ابداع کشاورزی، پیدایش نخستین روستاها و شهرهای کشف شده در جهان، اهلی کردن حیواناتی چون احشام برای اولین بار، ابداع خط و نگارش و بنیان گذاری بزرگترین و اولین تمدنهای پیشرفته بشری در بسیاری از نقاط ایران مانند جیرفت، سیلک، شهر سوخته).

هر چند بررسی دقیق اینکه آریائیان که بوده اند، چه وقت و در کجای سرزمینهای ایران باستان ساکن بوده اند نیاز به تحقیقات جامع زبان شناسان، متخصصان تاریخ و باستان شناسی دارد، امروزه شواهد مختلفی از جمله یافته های باستان شناسی و ژنتیک درستی این فرضیه که اقوامی از سرزمینهای دور اروپائی به فلات ایران مهاجرت کرده اند را به طور جدی مورد سئوال قرار داده و آنرا رد می کنند.

باور بنده اینست که برخی انسان شناسان و زبان شناسان اروپائی برای فرضیه نژادپرستانه خود که قصد توضیح و توجیه ریشه مشترک و نحوه گسترش زبانهای هندو-اروپائی و حتی برتری نژادی برخی اروپائیان را داشته است و برای اصالت بخشیدن به این فرضیه خود نیاز به یک نام اصیل و باستانی داشته اند و نام "آریائی" را که ریشه در زبانهای سانسکریت و ایران باستان دارد را به امانت گرفته و به نوعی مورد سوء استفاده قرار داده اند.

همزمانی این سوء استفاده علمی دانشمندان اروپائی در قرون نوزدهم و بیستم میلادی با سیاستهای ملی گرایانه وقت و تبلیغات وسیع و آموزش اینکه ایرانیان ریشه در جمعیتهای (آریائی) اروپائی دارند، در طول چندین دهه این باور غلط را در ذهن ما ایرانیان ایجاد کرده است که در حدود چهار هزار سال قبل قبایلی که به زبانهای هندو-اروپائی صحبت می کرده اند (و دانشمندان اروپائی آنها را آریائی نام نهاده اند)، از شمال وارد فلات ایران شده و جایگزین اقوام بومی ایران شده اند و ما ایرانیان امروزی از اعقاب این آریائیان مهاجر هستیم. استناد این دانشمندان اروپائی تغییر زبان ایرانیان باستان از دراویدی به هندو-اروپائی در حدود چهار هزار سال پیش است.

تحقیقات بسیار جدید و برجسته ژنتیکی و زبان شناسی نشان می دهند که زبان یک جمعیت براحتی و حتی با حضور فقط ده در صد از مردان مهاجم یا مهاجر که مزیت و برتری نسبی نسبت به جمعیت بومی داشته اند تغییر می کرده است. این مسئله در کنار شواهد مربوط به تغییرات عمده آب و هوائی و خشکسالی بسیار شدید در فلات ایران که منجر به محو تمدنهای جنوب و جنوب شرقی ایران و مهاجرت وسیع ایرانیان به سمت شمال (در حدود چهار هزارو دویست سال قبل) شده اند، می توانند براحتی تغییر زبان رایج در ایران (از زبان دراویدی به هندو-اروپائی) را در حدود چهار هزار سال قبل توجیه کنند.

در پایان و بطور خلاصه اعتقاد بنده اینست که عموم ما ایرانیان از اعقاب آریائیهائی هستیم که از بیش از ده هزار سال قبل در این سرزمین می زیسته اند و بزرگترین تمدنهای انسانی را پایه گذاری کرده اند و تئوری مهاجرت اقوامی از اروپای شرقی به ایران (که به غلط و حتی عمدا توسط عده ای از دانشمندان اروپائی نام آریائی بر آنها نهاده شده) و جایگزینی اقوام بومی توسط آنان یک فرضیه غلط و نژاد پرستانه وارداتی است.

دکتر مازیار اشرفیان بناب

دانشگاه پورتموث - انگلستان


 
 
تمام اقوام غیرفارسی‌زبان ایران ریشه ایرانی دارند
نویسنده : محمد رضا عبداله نژاد - ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢
 

براساس پژوهش محقق ایرانی دانشگاه کمبریج:
تمام اقوام غیرفارسی‌زبان ایران ریشه ایرانی دارند 

براساس تحقیقات پژوهشگر ایرانی ژنتیک پزشکی و جمعیتی دانشگاه «کمبریج» که با کمک و نظارت گروهی از برجسته ترین محققان این رشته انجام شده، جمعیت های ایرانی که با زبان‌های غیر از گروه هندو-اروپائی تکلم می‌کنند به ویژه جمعیت آذری زبان ساکن در فلات ایران ریشه ژنتیکی مشترکی با اقوام ترک زبان ساکن در کشور ترکیه و اروپای شرقی ندارند و بر عکس «شاخص‌های تمایز ژنتیکی» آنها مانند(FST)  با سایر گروه‌های ساکن در فلات ایران به ویژه فارسی زبانان نزدیک به صفر است که نشانگر ریشه ژنتیکی مشترک آنها در اعماق تاریخ ایران است.

دکتر مازیار اشرفیان بناب، عضو هیات علمی پژوهشکده باستان شناسی سازمان میراث فرهنگی کشور که دانش‌آموخته دکتری پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران و کارشناسی ارشد باستان شناسی از دانشگاه «منچستر» بوده و در حال حاضر مشغول گذراندن ماه‌های آخر مقطع دکتری تخصصی رشته ژنتیک پزشکی و جمعیتی در دانشگاه «کمبریج» انگلستان است در گفت و گو با خبرنگار پژوهشی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) خاطر نشان کرد: موضوع تحقیق و مطالعه من در مقطع دکتری مطالعه ژنتیکی اقوام ایرانیی و بررسی ارتباطات تاریخی و ژنتیکی تمام اقوام ساکن در فلات ایران بوده است.

در این مطالعه که با کمک و نظارت گروهی از برجسته ترین محققان ژنتیک تکاملی و جمعیتی انجام شده، نمونه‌ای از افراد داوطلب وابسته به تمام گروه‌های اجتماعی و قومی ایران مورد مطالعه قرار گرفته‌اند که نتایج حاصله بسیار جالب توجه و تعمق می‌باشد.

به گفته وی، مطالعه DNA میتوکندریال نشان می‌دهد که ریشه مشترک مادری تمام اقوام ایرانی ساکن در فلات ایران به زمانی بسیار عقب تر از آنچه در نظریه مهاجرت اقوام آریائی مطرح می باشد بر می‌گردد بدین ترتیب که اگر تمامی اختلاط ها و شاخص های ژنتیکی مربوط به سایر مناطق جغرافیایی و قومی را از محتوای ژنتیکی نمونه‌های مدرن ایرانی حذف کرده و به کناری بگذاریم، اخیرترین جد مشتری مادری ما (Most Recent common ancestor- MRCA) زمانی حدود 10 هزار و 500 تا 11 هزار سال قبل در فلات ایران می‌زیسته است.

وی افزود: نزدیکی ژنتیکی بین اقوام ساکن در فلات ایران و از سوی دیگر خاص بودن این محتوی ژنتیکی در فلات ایران به قدری ملموس و غیر قابل انکار است که حتی به کار بردن کلمه اقوام را در مورد جمعیت های ساکن در فلات ایران با شک و تردید روبرو می‌کند. به این معنی که آنچه باعث تمایز ژنتیکی گروه‌های انسانی می شود تا بتوان آنها را به صورت اقوام تمایز یافته در زمان و مکانی خاص تصور کرد ابدا در محتوای ژنتیکی ایرانیان اعم از فارس و آذری و لر و بلوچ و ترکمن و .... دیده نمی‌شود.

دکتر اشرفیان بناب در گفت‌و‌گو با ایسنا خاطرنشان کرد: براساس یافته های محققان انسان شناسی، فلات ایران اولین و مهمترین گذرگاه انسان مدرن در مسیر مهاجرت به سرزمین‌های ناشناخته و جهت دستیابی به منابع جدید بوده است. بدین ترتیب تصور عمومی در مجامع علمی بر این است که اولین حضور و استقرار انسان مدرن در فلات ایران چیزی در حدود 60 تا 70 هزار سال قبل بوده است که شواهد و یافته های سطحی از محوطه های پیش از تاریخ نیز بر همین امر دلالت می‌کنند؛ بدین ترتیب انسان مدرن در سرتاسر فلات ایران استقرار و اسکان داشته و پس از طی چند ده هزار سال با پیدایش کشاورزی در حدود 10، 11 هزار سال قبل در منطقه هلال بارور که بخش‌هایی از غرب فلات ایران را نیز شامل می شود و سپس اهلی کردن حیواناتی مانند برخی احشام نقش عمده‌ای در پیدایش اولین فرهنگ های یکجانشینی و تمدن های اولیه جهانی ایفا کرده است.

وی تصریح کرد: بر اساس منابع تاریخی و باستان شناسی و زبان شناسی موجود تصور کلی بر این است که در حدود چهار هزار سال قبل اقوامی مهاجم یا مهاجر که به آنها نام آریایی داده شده است از آسیای مرکزی به سمت جنوب مهاجرت کرده و وارد فلات ایران شده اند و پس از استقرار سه قبیله مهم آنها در فلات ایران (فارس ها در مرکز و جنوب، پارتها در شمال شرق و مادها در غرب و شمال غرب) بخشی از این اقوام به سمت شبه قاره هند و بخش دیگر به سمت اروپا مهاجرت کرده و اقوام مدرن هندو-اروپائی را پدید آورده اند.

عضو هیات علمی پژوهشکده باستان شناسی سازمان میراث فرهنگی کشور با اشاره به این که تاریخ مدون دقیق و قابل اعتمادی در خصوص این وقایع جمعیتی در دست نیست، به ایسنا گفت: دانشمندان در دهه‌های اخیر برای مطالعه علمی سرگذشت انسان به مطالعات زبان شناسی و ژنتیکی روی آورده‌اند. با توجه به این که زبان به سرعت و طی گذشت حتی چند نسل می‌تواند به شدت دچار تغییر محتوایی و شکلی شود، امروزه مستندترین و قابل اعتماد ترین یافته‌های انسان شناسی، در کنار یافته ها و شواهد فسیلی یافته های ژنتیکی می‌باشند.

به گفته این پژوهشگر ژنتیک پزشکی و جمعیتی، در مطالعات ژنتیکی جمعیتی مطالعه DNA میتوکندریال که فقط از مادر به فرزندان منتقل می‌شود می تواند تاریخ و گذشته نسل‌های مادری را نمایان کند و همچنین مطالعه بخش فاقد نوترکیبی کروموزوم Y که از پدر به فرزندان مذکر منتقل می‌شود می‌تواند تصویر روشنی از گذشته و تاریخ پدری اقوام در طی نسل های متمادی در اختیار دانشمندان قرار دهند.

دکتر اشرفیان بناب، در ادامه خاطرنشان کرد: یکی از یافته های جالب توجه در مطالعه اخیر این است که گروه‌های غیر فارسی زبان به ویژه جمعیت آذری زبان ساکن در فلات ایران ریشه ژنتیکی مشترکی با اقوام ترک زبان ساکن در کشور ترکیه و اروپای شرقی ندارند و بر عکس شاخص تمایز ژنتیکی آنها با سایر گروههای ساکن در فلات ایران به ویژه فارسی زبانان نزدیک به صفر است که نشانگر ریشه ژنتیکی مشترک آنها در اعماق تاریخ این مرز و بوم است...حتی هزاران سال قبل از این که نامی از ایران یا اقوام آریائی در میان بوده باشد.

وی در گفت‌و‌گو با ایسنا تصریح کرد: این در حالی است که در بیشتر منابع جمعیتی و زبان شناسی ایرانیان را به دو گروه تقسیم می‌کنند. یکی آنها که به زبان فارسی یا سایر زبانهای وابسته به گروه هندو-اروپایی مکالمه می‌کنند و تصور بر این است که از اعقاب اقوام آریائی هستند و دیگر، آنها که با زبان‌هایی غیراز گروه هندو-اروپائی مکالمه می‌کنند مانند گروه Altaic که زبانهایی مانند ترکی و آذری و ترکمن یا افشار را در بر می‌گیرد و تصور می‌رود این گروه‌ها فاقد ریشه مشتری هند و اروپایی هستند؛ اما یافته های ژنتیکی این بررسی همه دلالت بر این دارند که ساکنان فلات ایران در گذر تاریخ هر چند بسیار مورد هجوم و آسیب سایر اقوام قرار گرفته اند و گاه زبان و تکلم آنها کم و بیش تحت تاثیر قرار گرفته است نه تنها هویت فرهنگی و تاریخی خود را حفظ کرده‌اند بلکه محتوای ژنتیکی خود را که نشان از ریشه مشترک چندین هزار ساله آنان دارد را نیز مصون داشته اند.

اشرفیان بناب همچنین گفت: نتایج این مطالعه نشان داده است که برخی از جمعیت های ایرانی خصوصا هموطنان زرتشتی خصوصیات جمعیتی بسیار خاص و منحصر بفردی را نشان می‌دهند..

 

 


 
 
وابستگان به کافئین دچار توهم می گردند
نویسنده : محمد رضا عبداله نژاد - ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٩
 

وابستگان به کافئین دچار توهم می گردند 

در یکی از تازه ترین پژوهش های صورت گرفته، پژوهشگران به یافته های جدیدی دست یافته اند که نشان می دهد مصرف 5 فنجان یا بیشتر کافئین (قهوه یا چای) در یک روز می تواند زمینه را برای افزایش احتمال توهم در مصرف کنندگان آن بوجود بیاورد. آن دسته از دوستداران کافئین که سبک زندگی همراه با فشارروانی بالا نیز دارند بیشتر در معرض خطر می باشند.

این پژوهش که در ژورنال شخصیت و تفاوت های فردی منتشر شده است، تاثیر فشار روانی و کافئین را بر روی 92 نفر مورد اندازه گیری قرار داده اند.

شرکت کنندگان بر پایه پرسشنامه خود سنجی سطح فشار روانی و مصرف کافئین  در طول روز دارند گروه بندی شدند. سپس از شرکت کنندگان خواسته شد به نوفه سفید* گوش فرا دهند و هنگامی که شعر "بارش برف در روز کریسمس" را در نوفه سفید شنیدند گزارش نمایند. این شعر هرگز در نوفه سفید پخش نگردید، ولی با این حال شرکت کنندگان اعلام نمودند که شعر را شنیده اند و پژوهشگران تعداد گزارش ها را به ثبت رساندند. آنهایی که در گروه فشار روانی بالا، کافئین بالا بودند مانند آنهایی که در گروه فشار روانی پایین ، کافئین پایین بودند گزارش نمودند که سه مرتبه شعر مورد اشاره را شنیده اند.

آنهایی که با سبک زندگی فشارروانی پایین، اما کافئین بالا 40 درصد شعر را بیشتر از گروه استرس پایین، کافئین پایین گزارش نمودند. به گفته ی مسئول پژوهش پروفسور سیمون کرو، در ایالت ویکتوریای استرالیا" ترکیب کافئین و فشار روانی احتمال اینکه فرد نشانه ای شبیه به روانپریشی را تجربه نماید اثر می گذارد".

پروفسور کرو بیان می دارد که خطرات بهداشت روانی که با مصرف بیش از اندازه ی کافئین در ارتباط است می بایست مورد بررسی قرار گیرد. وی اشاره می نماید" که هیچ گونه دستورالعملی برای مصرف بی خطر کافئین موجود نمی باشد با توجه به اینکه کافئین جزء مواد محرک می باشد".

 

*نوفه سفید. نوعی محرک صوتی است که تمام فرکانس های عرضه شده در آن اتفاقی است و شبیه یک "ش" ممتد است، مثل صدای تلویزیون که بدون برنامه بازمانده است یا صدای دوش حمام.


 
 
الکل و سرطان
نویسنده : محمد رضا عبداله نژاد - ساعت ٦:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۳
 

الکل و سرطان

 

شواهد بسیاری نشان می دهد که نوشیدن میزانی از الکل احتمال خطر رشد سرطان را افزایش می دهد.

فشار روانی، آلودگی هوا و بسیاری از خطرات دیگر نشان می دهند که پژوهشگران هر روز به جوانب تازه ای از زندگی دست می یابند که می تواند برای ما مرگ آور باشد.

برپایه مرور شواهد و یافته های اخیر بین المللی ، انجمن سرطان استرالیا اعلام نموده است که مصرف الکل موجب سرطان می گردد. تخمین ها اشاره به این موضوع دارند که حدود 5% کلیه سرطانها در استرالیا به مصرف مزمن و طولانی مدت مصرف الکل ارتباط دارد که در حدود 5000 مورد در طول سال می باشد.

در طول چند سال اخیر، مراکز جهانی شامل سازمان بین المللی پژوهش در سرطان به طور دقیق و برپایه مطالعات بالینی نقش مصرف الکل در سرطان را مورد بررسی قرار داده اند.

پروفسور ایان الور، مدیر مرکز سرطان، اشاره به شواهدی دارد که نشان می دهد الکل ارتباط نزدیکی با انواع سرطان ها دارد. انجمن سرطان مواردی مانند سرطان دهان، حنجره، گلو، مری، روده( در مردان) و سینه ( در زنان) را ذکر نموده است.

ارتباط بین سرطان و الکل یک رابطه علت و معلولی است. الور عنوان می نماید این ارتباط به مانند رابطه سرطان و دخانیات کاملن مشخص و مبرهن می باشد.

به طور مشخص می توان از رابطه ی بین 22% کلیه سرطان های سینه با مصرف الکل که در استرالیا تشخیص داده شده است را نام برد. بعلاوه، اکنون احتمالن می توان عنوان نمود که الکل موجب سرطان روده در زنان و سرطان کبد در هر دو جنس می گردد.

چرا الکل موجب سرطان می گردد؟

راههایی که الکل موجب سرطان می گردد عبارت است از:

·         در زمانیکه بدن ما در حال تجزیه ماده های شیمیایی مشروبات الکلی می باشد، این فرایند ماده ای به نام استیل لالدهید بوجود می آورد. این ماده به عنوان عامل سرطان شناخته شده است که قادر است به طور منفی بربهداشت سلولهای ما تاثیر بگذارد. خود الکل نیز ممکن است به طور مستقیم بر بافت های بدن صدمه برساند.

·         الکل سطح هورمون جنسی را افزایش می دهد که با وقوع چند نوع از سرطان ارتباط دارد. برای مثال استروژن قوین با سرطان سینه در ارتباط می باشد.

·         در الکل تعداد زیادی کالری موجود است که مصرف آنها می تواند به مرض چاقی کمک نماید، که این امر نیز یک عامل خطرزا برای ایجاد انواع گوناگون سرطان از جمله سرطان سینه و روده می باشد.

در حال حاضر، دشوار است به طور دقیق گفته شود که به چه میزان مصرف الکل می تواند موجب افزایش خطر ابتلا به سرطان گردد. آنچه را که پژوهشگران نسبت به آن آگاهی دارند آن است که هرچه میزان مصرف الکل افزایش یابد خطر ابتلا به سرطان نیز افزایش می یابد. و نکته دیگر آن است که نوع مشروبات الکلی تاثیری در کاهش این خطر ندارد، بلکه تمامی مشروبات الکلی می تواند موجب افزایش سرطان گردد.

همینطور کیفیت یا هزینه مشروبات الکلی نیز نقشی در کاهش خطرایجاد سرطان ندارند؛ بلکه مهم این ماده الکل می باشد که در کلیه مشروبات الکلی مشترک است. بنابراین، مشروبات گرانقیمت نیز نمی  توانند تاثیرات مخرب بهداشتی آنرا کاهش دهد.

اما آیا الکل در بهداشت قلب موثر می باشد؟ شواهد در این خصوص غیرقاطع و ناقص می باشند. انجمن سرطان با اشاره به نظر بنیاد ملی قلب اشاره می نماید که نوشیدن شراب قرمز یا هر گونه مشروبات الکلی نمی تواند کمکی در پیشگیری و یا درمان بیماری قلبی نماید.

 

 


 
 
بیشترین آسیب‌های اجتماعی در جامعه ریشه در مواد مخدر دارد
نویسنده : محمد رضا عبداله نژاد - ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٩
 

رییس پلیس مبارزه با موادمخدر استان همدان:
بیشترین آسیب‌های اجتماعی در جامعه ریشه در مواد مخدر دارد

 

رییس پلیس مبارزه با موادمخدر استان همدان از دستگیری 11باند قاچاق موادمخدر در سال 90 در سطح استان همدان خبرداد.

محمداشتری در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، منطقه همدان، افزود: کشفیات موادمخدر در استان و کشور نشان دهنده تغییر ذائقه مصرف کنندگان از اعتیاد سنتی به طرف اعتیاد صنعتی است.

وی ادامه داد: در صورت سامان ندادن به وضع مصرف موادمخدر در کشور الگوی مصرف این مواد به طرف مواد جدید مانند شیشه و کراک در آینده نزدیک تغییر خواهد کرد.

وی با اشاره به ارتباط مستقیم مصرف موادمخدر با میزان جرائم در جامعه عنوان داشت: بیشترین آسیب‌های اجتماعی در جامعه ما ریشه در موادمخدر دارد چراکه مصرف کننده مواد مخدر به ویژه صنعتی بیشتر به طرف جرائم خشن گرایش پیدا می‌کنند و مصرف کنندگان سنتی به جرائم خفیف روی می آورند.

وی اظهارداشت: اعتیاد در جامعه ما به سمت جنسیت خاصی پیش نمی‌رود و در استان کمتر شاهد آلودگی زنان و دختران به موادمخدر هستیم.

وی با اشاره به رواج مواد صنعتی و روان گردن از سال 86 به بعد عنوان کرد: تفاوت مواد صنعتی با سنتی بسیار است و روی جسم روح تاثیرات شدیدی دارد هم چنین وابستگی‌های روحی و جسمی در دراز مدت را موجب می شود.

اشتری با اشاره به شیوه تبلیغات استفاده از مواد مخدر صنعتی در سطح جامعه بیان داشت: برخی با توجیح مخدر نبودن این مواد و به بهانه این که مواد مخدر صنعتی برای بالا بردن ضریب هوش مناسب است ممکن است افراد تحصیل کرده به دام این مواد مخدر گرفتار شوند.

وی با اشاره به تبلیغات فریب دهنده سایت‌های اینترنتی بیان کرد: هم اکنون بیش از16 هزار سایت تبلیغ و شیوه ساخت مواد مخدر صنعتی در اینترنت قابل دسترسی است.

وی علت فراگیر شدن استفاده از مواد روان گردان و مخدرهای صنعتی را تهیه زیرزمینی مخدرهای صنعتی در لابراتورهای غیر قانونی در داخل کشور خواند و از نابودی 170 لابراتوار در سال گذشته در کشور خبرداد.

اشتری با اشاره به زمینه ساز بودن استعمال دخانیات به ویژه قلیان در آغاز گرایش فرد به اعتیاد خاطرنشان ساخت: باید برای جلوگیری از افزایش اعتیاد در جامعه، محدودیت‌های اجتماعی قانونی برای استعمال دخانیات به ویژه قلیان اعمال شود.

وی یادآورشد: اقدامات قضایی در مقابله با مواد مخدر دیگر جواب گو نیست و باید نقش افراد متخصص مشخص شود.

وی با اشاره به پایین آمدن ناگهانی قیمت هروئین و کراک نسبت به سال 86 گفت: دشمنان ایران از مواد مخدر به عنوان یک ابزار سیاسی، امنیتی بر ضد ما استفاده می کنند.

سرهنگ اشتری خانواده را به عنوان مهم ترین ابزار کاهش استفاده از موادمخدر در سطح جامعه نام برد و گفت: خانواده‌ها باید در انتخاب دوست برای فرزندان خود دقت داشته باشند چرا که بچه‌های در سنین نو جوانی از دوستان خود تاثیر می‌پذیرند و باید برای مبارزه با گسترش مواد مخدر بسترهای اجتماعی گرایش به آن را کاهش داد و از بین برد.

وی اظهارداشت: با توجه به کمبودهای مناطق محروم شهر که با فقر فرهنگی واقتصادی، مهاجر پذیر بودن، ساخت وسازهای غیر قانونی مواجه هستند، همگی این عوامل می‌تواند افزایش مواد مخدر را به همراه داشته باشد.

وی خاطر نشان کرد:هر استانی که در وضعیت اشتغال زایی، اقتصادی، رفاهی وبهداشتی وضعیت مطلوب تری دارد، گرایش به استفاده از مواد مخدر کمتر دیده می شود.

وی با اشاره به عدم برنامه ریزی پس از ترک معتادان در جامعه عنوان داشت: باید فعالیت و شرایط جایگزین برای آنان تعریف شود تا آنها دوباره پس از مدتی به سوی استفاده از مصرف مواد مخدر باز نگردند.

سرهنگ اشتری بیان داشت: اولویت اولیه این مجموعه مقابله با استعمال مواد مخدر در سطح جامعه بوده و در طرح امنیت اجتماعی به صورت مستمر اقدام به دستگیری و جمع آوری معتادان می شود.

وی با اشاره به طرح‌های جدید مواد مخدر در قالب آدامس‌های رژیمی اظهار داشت: هر لحظه ماده جدید مخدری تولید و وارد بازار می شود که ما باید همیشه آمادگی مقابله با انواع این مواد را داشته باشیم.

وی از رویکردهای سال جدید نیروی انتظامی را اقدامات پیش گیرانه برای انواع مواد مخدر خواند و گفت: برای تحقق این اهداف در راستای کاهش مصرف انواع مواد مخدر فرصت بروز جرم را به حداقل رساند.

وی در پایان بیان داشت: استفاده از سگ‌های مواد یاب در شناسایی و یافتن مواد و گسترش فعالیت‌های فرهنگی و کنترل مجرمین پس از آزاد سازی برنامه‌های جدید سال 90 مجموعه مبارزه با مواد مخدر است.

منبع:ایسنا

 

 


 
 
جرائم مربوط به مصرف الکل
نویسنده : محمد رضا عبداله نژاد - ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱
 

جرائم مربوط به مصرف الکل

 

به طور روزانه گزارشهای مختلفی ازجرائم و تاثیرات مخرب مصرف الکل در کشورهای مختلف دنیا گزارش می گردد. اخیرن گزارشی از کشور ایرلند منتشر شده است که نشان می دهد که نزدیک به هفتاد هزار جرم مربوط به الکل در سال گذشته در این کشور اتفاق افتاده است. این آمار تکان دهنده نشان می دهد که تاثیر مخرب الکل در بسیاری از جوامع همچنان ادامه دارد.

دفتر آمار رسمی ایرلند نشان می دهد که سالانه حدود 5000 مورد بیشتر از شش سال قبل، جرائم مربوط به الکل روی می دهد. این امر به خاطر افزایش شدید رفتارهای مخل نظم اجتماعی ، تجاوز و خشونت می باشد.

ارزیابی های رسمی بیان می کنند که الکل حداقل در نیمی از تجاوزات و خشونت ها نقش دارد، و برخی دیگر از مطالعات این مقدار را بیش از 85% موارد می دانند.

درکنار این حدود 70000 جرم موجود، از مصرف مواد نیز به عنوان عامل نیمی دیگر از قتلها، نیمی از موارد سوء استفاده های جنسی و یک سوم از موارد خشونت های خانوادگی نام برده شده است.

فیونا راین یکی از افرادی که در زمینه کاهش تاثیرات مخرب مصرف الکل در ایرلند فعالیت می نماید در خصوص این ارقام عنوان نموده است که: درحالیکه این ارقام  تکان دهنده می باشند اما متاسفانه قابل انتظار می باشند، و در پشت هر کدام از این جرائم مربوط به الکل یک مرد،یک زن و یا حتی در بعضی موارد یک کودک قرار دارد.

همچنین براساس این گزارش ارقام ثبت شده تنها بر پایه ی رقم های ثبت شده می باشد، و مشخص است که بسیاری از جرائم و خشونت ها به دلائل مختلف به ثبت نرسیده است.


 
 
اجتماع درمان مدار(بخش دوم)
نویسنده : محمد رضا عبداله نژاد - ساعت ٢:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٤
 

اجتماع درمان مدار(بخش دوم)

Therapeutic Community (TC)

 

جرج دی لئون، که سالها پژوهشهای بسیاری را در آمریکا بر روی اجتماع های درمان مدار را انجام داده است، تعریفی دیگری را از TC ارائه نموده است . این تعریف براساس مفهوم  " اجتماع به عنوان روش" می باشد که TC را از سایر محیط های درمانی متفاوت می نماید.

جوهره ی اصلی اجتماع درمان مدار اجتماع می باشد. آن چیزی که TC را از سایر رویکردهای درمانی متفاوت می سازد ( و همینطور سایر اجتماعات) استفاده هدفمند از اجتماع به عنوان نخستین روش برای تسهیل تغییرات اجتماعی و روانشناختی در افراد می باشد.

اجتماع به عنوان روش، به معنی یکپارچه سازی افراد و شیوه ها تحت عنوان یک دیدگاه و هدف مشترک می باشد، تا به افراد بیاموزند تغییرات لازم را در خودشان بوجود بیاورند.

بنابراین ، همه فعالیتهای برای ایجاد تغییرات درمانی و آموزشی در افراد شرکت کننده طراحی شده است ، و تمامی شرکت کنندگان واسطه های این تغییرات درمانی و آموزشی می باشند.(جرج دی لئون، 1997)

"اجتماع به عنوان روش" بدین معنی است که اجتماع و قوانین آن نقش اساسی و نخستین را در بهبودی مقیمان ایفا می نمایند و  کارکنان( درمانگران) در این رویکرد درمانی در مقایسه با اجتماع نقش کم اهمیتری را بعهده دارند. همچنین مقیمان به عنوان افرادی دیده می شوند که مسئولیت خودشان و همسالانشان را در اجتماع به عهده دارند. این دیدگاه حس تعلق و تملک نسبت به درمان و اجتماع را در مقیم ایجاد می نماید.

یک اجتماع درمان مدار یک جامعه در ابعاد کوچک می باشد که در آنجا نگرشها و رفتارها، افکار و احساسات زیر ذره بین قرار می گیرند. در این محیط مقیمان قادر می گردند که خودشان را در نگاههای دیگران مشاهده نمایند، و هر شخص آینه ی فرد دیگری است که مثبت ها و منفی ها را در یک وضعیت حمایتی و همراه با توجه منعکس می نماید.

فرهنگ در اجتماع درمان مدار( توسط مقیمان و کارکنان )از طریق انطباق مفاهیم و نگرش "زندگی درست" معنی می گردد. مقیمان خود فرهنگ می باشند، همواره تغییر می نمایند و همواره رشد می نمایند. نگرش زندگی درست از طریق نسلهای مختلف و متعدد مقیمان دست به دست منتقل شده است، و بطور دائم توسط مقیمان قدیمی و ارشد تقویت و حمایت می گردد. و بدین گونه است که فرهنگ اجتماع درمان مدار رشد می نماید.

یکی از نقش های کارکنان در TC تسهیل و حفظ نگرش زندگی درست می باشد، که این امر نیز از طریق بکارگرفتن و شفاف سازی مفاهیم و فلسفه اجتماع درمان مدار در فرایند تصمیم سازی ها صورت می پذیرد. مقیمان و کارکنان باورهای مشترکی را در اجتماع دارند. این باورها عبارتند از:

دیدگاه نسبت به اختلال

مشکل در درون فرد قرار گرفته است و هرگونه نشانه (بیماری) در مرحله بعدی اهمیت قرار می گیرد. 

دیدگاه نسب به فرد

افراد بیش از اینکه با یکدیگر متفاوت باشند به یکدیگر شبیه می باشند. خصوصیات مشابه ای مانند عزت نفس پایین، عدم کنترل تکانه، تحمل پایین برای ناکامی، عدم توانایی در مقابله با احساسات و هیجانات، عدم درستکاری، مهارتهای بین فردی پایین، عدم بلوغ، نارسیدگی و همچنین احساسات مربوط به اینکه قربانی می باشند. اینها و سایر ویژگی ها دارای میزان و شدت متفاوتی در هر فرد می باشند. اگرچه برنامه درمانی در TC درخصوص تمامی این ویژگیها دارای برنامه می باشد، ولی از طرفی نیز ویژگی های فردی هر مقیم را نیز در برنامه درمانی مدنظر خود قرار می دهد.

دیگاه نسبت به بهبودی

افراد تنها زمانی می توانند یک بهبودی موفقیت آمیز داشته باشند که تغییرات بنیادی در احساسات و رفتارشان بوجود آورند. بهبودی از طریق دو ابزار اصلی تغییر شکل می گیرد: گروه رویارویی، و ساختار اجتماعی اجتماع درمان مدار.

گروه های رویارویی بازخورد اجتماع  را در خصوص نگرش و رفتار منفی مقیم فراهم می نمایند ، و با فشار اجتماعی که بر روی مقیم  بوجود می آورند وی را ملزم می نمایند تا رفتار و نگرش خود را تغییر دهد.

ساختارTC ، مقیمان را قادر می سازد که به صورت تجربی و از طریق تعامل با یکدیگر، به جای اینکه تنها در کلاس آموزشی باشند مسائل مختلف "زندگی درست " را بیاموزند.

دیدگاه نسبت به زندگی درست

این دیدگاه ، فلسفه ای است براساس باورهای اخلاقی و معنوی که در جامعه اصلی مورد حمایت قرار می گیرد( بنابراین باور و دیدگاه های هر اجتماع درمان مداری معمولن منبعث از باورهای عموم مردم می باشد). این دیدگاه همچنین مخالف نگرشهای منفی خرده فرهنگهای می باشد که مقیمان قبل از ورود به TC عضو ویا متعلق به آن بودند( مانند زندان).

انتظار می رود که کلیه مقیمان از برنامه پیروی نمایند، و به طور فعالانه تغییرات لازم را در احساسات و رفتارهایشان از طریق برنامه بوجود بیاورند.  این حس مالکیت و کنترل داشتن نسبت به احساسات و رفتارهای خود موجب می گردد که مقیمان بتوانند ارزشهای اجتماعی و یا عبارت دیگر " زندگی درست" را درونی نمایند.

این دیدگاه ها به مقیمان و کارکنان یک چارچوبی را ارائه می نماید، که آنها براساس آن می توانند تعاملات خود را با سایر مقیمان ، اجتماع و خودشان شکل دهند. تعدادی از مفاهیم و ابزارها در اجتماع برای حمایت از دیدگاه ها مورد استفاده قرار می گیرند که شامل:

-          قدرت خردگرا: تصمیمات صورت گرفته توسط کارکنان می بایست عینی و شفاف ، و با فلسفه اجتماع سازگار و همسو باشد.

-          الگو: کارکنان می بایست طوری عمل نمایند که دیدگاههایشان را به مقیمان تحمیل ننمایند. الگو بودن بر اساس یادگیری در انسان شکل گرفته است و کارکنان می بایست به صورتی رفتار نمایند که تقویت مثبت رویکرد اجتماع درمان مدار باشد.

-        عمل کن انگارکه...: این مفهوم بدین شکل توصیف می گردد: عمل کن انگار که= فکر کن انگار که= احساس کن انگار که= که هستی. به عبارت دیگر، این فرایند بدین معنی است که " اگر من در به صورت مثبت عمل نمایم و در مسیر درست حرکت نمایم، حتی اگر آن برای من عذاب آور یا ناموس باشد، در آخر فکر، و سپس احساسم  به همان سو تغییر خواهد کرد. این مفهوم یکی از ابزارهایی است که مقیمان را قادر می سازد رفتارهای خود را مدیریت و یا تغییر دهند. بواسطه همین ابزار است که درمانگران از مقیمان در خواست می نمایند در گفتار، کردار و پندار(حتی به صورت تصنعی) مانند یک فرد فرهیخته عمل نمایند، زیرا براساس این مفهوم باور براین است، مقیم کردار، گفتار و پندار خود را نهایتن به الگوی مورد نظر نزدیک می نمایند.

-          مسئولیت پذیری: این مفهوم طرد قوانین و اصول منفی و خودخواهانه مقیم در گذشته است. این قوانین منفی جای خود را به  توجه و اهمیت دادن به همسالان و مقیمان ، رویارویی و بیان رفتارهای منفی دوستان و همدردان خود در اجتماع را می دهد.

-          من محافظ و حمایت کننده برادرم می باشم: این مفهوم به معنای خودیاری متقابل می باشد: " من در قبال همسالان ومقیمان در اجتماع مسئول می باشم". خوشبختی، سعادت وموفقیت سایر مقیمان به صورت متقابل در آینده من نیز موثر است. اگر من نگرش و استاندارهای رفتاری آنها را به چالش نکشم، در واقع این را می گویم که، هرکسی بهتر از دیگری صلاح خود را می داند و بهتراست من تنها به بهبودی خود بپردازم . در صورتیکه اگر من آنها را به چالش بکشم، در حقیقت همان نگرشها و رفتارهای که در وجود من نیزهست را به چالش کشیده ام. به علاوه شرایطی را فراهم می آورم که دیگران نیز مرا به چالش بکشند.

-          از هر دست بدی از همان دست هم پس می گیری: " اگر من در خصوص مقیم یا فردی عمل بدی را انجام دادم، آنها نیز به صورتی عمل می نمایند که منعکس کننده ی رفتار بد من می باشد.

-          راستگویی و درستکاری: سنگ بنای این مفهوم عبارت است از: با دیگران راستگو باش، اما مهمتر اینکه با ندای درونی خودت درباره انگیزه، نیات و ترس ها راستگو باشی.  

 

 


 
 
مصرف حشیش احتمال اختلال افسردگی دردوران جوانی و بزرگسالی افزایش می دهد
نویسنده : محمد رضا عبداله نژاد - ساعت ٦:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٧
 

 

مصرف حشیش احتمال اختلال افسردگی دردوران جوانی و بزرگسالی را افزایش می دهد 

پژوهشهای قبلی نشان داده است که مصرف مداوم و زیاد حشیش در زمان نوجوانی با افزایش خطر اختلال افسردگی در سالهای بعدی عمر ارتباط دارد. سه ساز و کار در خصوص تبیین این ارتباط ارائه شده است که عبارتند از (1) تاثیرات زیستی ( حشیش موجب تغییرات درسیستم پیک های عصبی می گردد که این امر احتمال افسردگی را افزایش می دهد)؛ (2) آسیب پذیری مشترک ( آسیب پذیری ژنتیکی و/یا محیطی برخی از افراد را مستعد هر دو مشکل می نماید)؛ و(3) پی آمد های منفی روانی-اجتماعی مصرف حشیش( شکست تحصیلی، بیکاری، و جرم عامل میانجی بین این ارتباط می گردد).

در پژوهش جدیدی که در مینه سوتای آمریکا صورت گرفته است، پژوهشگران دریافتند که مصرف مدام و زیاد حشیش در میان نوجوانان ( حداقل ماهی یکبار) افسردگی و سایر مشکلات روانی- اجتماعی در جوانی و بزرگسالی آنان افزایش می دهد.

این پژوهش در میان 578 مذکر و 674 مونث نوجوان دوقلو در ایالت مینه سوتا صورت گرفت. شرکت کنندگان در سه دوره زمانی 17، 20 و 24 سالگی مورد ارزیابی قرار گرفتند.

نتایج این پژوهش نشان داد که پیامدهای منفی روانی-اجتماعی مصرف حشیش در نوجوانی( که شامل شکست تحصیلی، بیکاری، و جرم می باشد) تا اندازه ای نقش میانجی را بین مصرف حشیش در نوجوانی و اختلال افسردگی را درسالهای بعدی عمر  ایفا می نماید. همچنین مشخص شد که آسیب پذیری مشترک و تاثیرات زیستی مصرف حشیش، احتمالن  به این ارتباط کمک می نماید.


 
 
← صفحه بعد